Thursday, December 19, 2019

آیا افغانها نزاد پرست اند؟ مقایسه افغانها با مردم آلمان، ایران و ترکیه

https://youtu.be/3wa1gmob_Cw

سلام دوستان گرانقدر، بحث امروز ما در مورد هویت است و اینکه داشتن هویت چگونه میتواند باعث نجات مان گردد.

برای درک بهتر هویت بیایید کشور آلمان را مطالعه نماییم.
بر میگردیم به حدود صد سال قبل زمانی که پای آلمان به جنگ جهانی اول کشانیده شد و نهایتا این جنگ را باخت. این زمانی بود که هر فرد آلمانی میلیارد ها مارک در جیبش داشت اما هیچ چیزی نمی توانست با ان بخرد. یک قرص نان 200 میلیارد مارک بود. با حقوق یک هفته حتی نمی شد یک فنجان قهوه خرید. ارزش مارک دقیقه به دقیقه کمتر می شد. این ها همه بخاطر اشتباه دولت آلمان بود چون قبل از جنگ فکر میکرد که برنده می شود و بخاطر هزینه های جنگ از کشور های دیگر قرض گرفت اما زمانی که جنگ را باخت مجبور شد بدهی های خود را دوباره پرداخت کند. علاوه بر این، معاهده ورسای آلمان را ملزم به پرداخت 4 میلیارد و سه صد میلیون دالر به عنوان خسارت های وارده به متفقین کرد.

دولت آلمان برای پرداخت بدهی ها شروع به چاپ پول کرد و از آن برای خرید ارز خارجی استفاده کرد تا بتواند خسارت ها را پرداخت کند.
به زودی نقدینگی زیاد در بازار باعث تورم شدید و از کنترل خارج شدن قیمت ها شد. در نهایت ارزش یک دالر امریکا برابر شد با 4.2 تریلیون مارک.
کارگران چمدان و کوله پشتی با خود می بردند و در پایان روز دستمزد شان را در آن جمع می کردند. سپس به سرعت به نزدیکترین فروشگاه می رفتند و قبل از اینکه قیمت ها تغییر کند خرید می کردند. هر هفته اسکناس های جدید با قیمت بالا و بالاتر به بازار می آمدند. بلاخره تورم به جایی رسید که اسکناس های 100 تریلیون مارکی هم به وجود آمد و پول معنای خود را از دست داد.
مردم دیگر معامله نقدی انجام نمی دادند بلکه در عوض از معاملات کالا به کالا استفاده می نمودند.
ترس و بی اعتمادی اقتصادی همه جا گسترده بود. مردم طوری زندگی میکردند که گویی هیچ فردایی وجود ندارد.
جرم و جنایت خیلی زود افزایش یافت و خرید و فروش مواد مخدر به شدت رواج یافت.
مردم شروع کردند به دزدیدن هرچیزی از صابون و سنجاق گرفته تا بنزین و لوله های مسی.

هرچند که دولت ارز جدیدی با ارزش بالاتر وارد بازار کرد و کشور به حالت عادی برگشت اما کشور دیگر آن کشور قبلی نشد.
یک نویسنده امریکایی که در آلمان حضور داشت چنین می نویسد <شهرها هنوز آنجا بودند. خانه ها هنوز بمباران و ویران نشده بودند. اما میلیون ها نفر قربانی شدند. آنها ثروت و پس انداز خود را از دست داده بودند، آنها از تورم گیج و شوکه بودند و نمی فهمیدند که چطور این اتفاق برای آنها افتاده.
آنها اعتماد به نفس و احساس اینکه اگر به اندازه کافی کار کنند می توانند سرپرست زندگی خود باشند را از دست داده بودند.
آنها حتی ارزش های اخلاقی، شایستگی و روحی خود را نیز از دست داده بودند.
اما آنها هنوز به یک چیز باور داشتند و آن برتری نژادی و هویتی بود.
آنها هنوز می پنداشتند که نژاد ژرمن و هویت آلمانی نسبت به تمام نژاد های دیگر برتری دارد. آنها فکر میکردند که مردم آلمان بهترین اند و باید بر تمام جهان حکومت نمایند.

در جریان جنگ جهانی اول هیتلر سرباز بود و همه این اتفاقات را با تمام وجود احساس میکرد. او مانند ده ها میلیون آلمانی دیگر به آلمان برتر می اندیشید. او خودش را برتر از هر نژادی در روی زمین می پنداشت و خیال حکومت بر تمام کره زمین را در سر می پروراند.
او ایده های ملی گرایی را میان مردم آلمان ترویج نمود و با نوشتن کتاب «نبرد من» و سخنرانی ها پرشور حامیان بسیاری در این کشور به دست آورد.
هیتلر کاری نکرد فقط مردم را تحریک نمود و چون حس برتری در وجود هر آلمانی از قبل وجود داشت، افکار او باعث فوران احساسات ملی گرایانه آلمانی ها شد و خیلی زود آلمان دوباره تبدیل شد به یکی از قدرت های برتر اروپا.
آنها آنقدر احساساتی و سریع عمل کردند که ظرف چند سال دوباره مجهز گردیدند و آماده شدند برای جنگ جهانی دوم.
بعد از جنگ جهانی دوم باز هم شکست خوردند و با وضعیت به مراتب بدتر از جنگ جهانی اول مواجه شدند. طوری که اکثر شهرهای شان ویران گشت و کشور شان به دو قسمت تجزیه گردید اما همان حس برتری نژادی بود که دوباره آنها را به یکی از قدرتمند ترین کشور های جهان تبدیل کرد.

در ایران نیز رضا شاه پهلوی عین سیاست هیتلر را بکار گرفت و باعث نجات ایران گشت.
ایران قبل از رضا شاه نیز همچون آلمان شکست خورده و بحران زده بود. در زمان قاجار در اثر جنگ های ایران و روسیه بخش هایی از این کشور جدا شد و همچنان ایران مجبور به پرداخت غرامت سنگین گردید.
زمانی که رضا شاه به قدرت رسید عین سیاست هیتلر را مو بمو در ایران به اجرا گذاشت و میان مردم ایران برتری نژادی را تزریق کرد.
نژادپرستی و آریایی گرایی در تمام رادیو های ایران و میان ایرانیان به شدت تبلیغ شد و اتفاقا همین سیاست بود که باعث نجات این کشور گردید.

امروزه با آنکه همه کشور های جهان از جمله امریکا، اروپا و اسراییل سخت تلاش دارند تا نظام ایران را نابود کنند اما موفق نمی شوند.
آنها چند سال است که بالای ایران تحریم های کمر شکن اقتصادی وضع کرده اند اما کارساز نیست. دلیلش را میدانید چیست؟ چون ایرانیان به برتری نژادی فکر میکنند. آنها خودشان را نژاد برتر می پندارند و سخت نژاد پرست اند. آنها به خواسته های امریکا تن نمی دهند و حاضر نیستند سر شان را جلوی امریکا خم کنند.
مسطفی کمال اتا ترک هم دنباله سیاست هیتلر را گرفت و ملی گرایی ترک را میان مردم ترکیه به شدت ترویج کرد و یک کشور مذهبی خرافاتی را تبدیل به ترکیه مدرن نمود.
شاه امان الله در افغانستان نیز خواست سیاست هیتلر را بکار گیرد و روی هویت افغانی زیاد اصرار ورزید.
این سیاست برای چندین دهه در افغانستان قدرتمند باقی ماند اما در طی جنگ های داخلی و مهاجر شدن افغانها به کشور های دیگر، چیزی که بیشتر از همه صدمه دید هویت ما بود.
در یک کشور ملیت های مختلفی میتوانند زندگی کنند اما همه آنها تنها یک هویت دارند. هیچ کشوری در جهان وجود ندارد که از هویت خود بیزار باشد و یا از آن نفرت داشته باشد.
در امریکا ملیت های مختلفی زندگی میکنند و نام امریکا هیچ ارتباطی با ملیت شان ندارد. همه شهروندان امریکایی به هویت امریکایی شان افتخار میکنند و بر خود میبالند که امریکایی اند. اکثر فیلم های هالیودی به نحوی دارند هویت امریکایی را بزرگ نمایی میکنند و آن را برتر نشان میدهند.
فیلم های هندی برای برتر نشان دادن هندوستان و هویت هندی سخت تبلیغ میکنند.

با آنکه نژاد پرستی را بد نشان میدهند اما اگر اکثر کشور های مدرن و پیشرفته را ببینید همه شان نژاد پرست اند.
آلمانی ها نژاد پرست اند، مردم سوئد سخت نژاد پرست می باشند، آمریکایی ها نژاد پرست اند، جاپانی ها یکی از نژاد پرست ترین مردم در طول تاریخ بوده اند، ایرانی ها نژاد پرست اند، روس ها خیلی زیاد نژاد پرست اند و خیلی از کشور های دیگر.

اما در افغانستان بجای ملی گرایی و نژاد پرستی ملیت گرایی و تعصب قومی در حال گسترش است که این برای کشور ما و مردم ما بی نهایت زیان بار خواهد بود. آنها بخاطر بدست آوردن شناسنامه کشور های دیگر حاضر هستند جان شان را بدهند اما نمیخواهند افغان نامیده شوند. ملیت ها زمانی که از یکپارچگی خارج میشوند خیلی زود مورد سوءاستفاده بیگانه ها قرار خواهند گرفت و خیانت رواج خواهد یافت.
کار بجایی خواهد رسید که سران اقوام برای بزرگ نشان دادن و مطرح ساختن قوم و ملیت خود به دامن بیگانه ها پناه خواهند برد و شرف ما از دست خواهد رفت.
برای نجات شرف مان و نجات شرف فرزندان مان و نجات شرف فرزندان فرزندان مان به هویت مشترک نیاز داریم. هویتی که بر آن افتخار نماییم و برای آن حاضر به قربانی دادن باشیم.
برای نجات، به برتری هویتی و نژاد پرستی نیاز داریم نه فروتنی و تواضع.

به امید سر بلندی ما بدرود.

No comments:

Post a Comment